وقتی شنیدم که فیسبوک به افتخار متاورس، خود را «متا» تغییر نام میدهد، دو فکر فوری به ذهنم رسید:
- خدایا، من از این کلمه متنفرم. نشانی وب .com در سال 2001، زیرا احتمالاً امروز برای بانک به فروش میرسد.
دومی انگور ترش است، اما اولی ارزش کاوش را دارد زیرا در ذهن من جای سوالی وجود ندارد، بسیاری از مشتریان بالای 40 سال شما خواهند بود. کمی گیج شده، و به لطف فیس بوک، حالا آنها می خواهند بپرسند. دلیل اینکه من از این کلمه متنفرم چندگانه است، اما با کتاب تصادف برفی نیل استفنسون شروع می شود، کتابی که دوستش دارم از نویسنده ای که دوستش دارم. من ساختارشکنی خود را از مضامین آن در اینجا ارائه نمیکنم، آن را برای برخی از پادکستها ذخیره میکنم، اما در سال 1992 روی هر کسی که به اینترنت علاقه داشت و به آن توجه میکرد بسیار تأثیرگذار بود. MetaVerse در کتاب اساساً همان چیزی است که در Ready Player One روی صفحه دیدیم—یک فضای مجازی شبیه سازی شده که مردم برای تعامل با آن عینک و لباس های لمسی بسته اند—که جایگزین صفحه نمایش های قدیمی خسته کننده، موش ها و صفحه کلیدهایی شد که اکنون برای انجام همه کارها استفاده می کنیم. همان چیزها (تعامل، سرگرمی، ارتباط، کار و غیره). این دلیل اصلی متنفرم است، زیرا همه فکر میکنند منظور شما فقط VR است. و ببینید، VR جالب است. من از نسخه چهارم سختافزار VR خود استفاده میکنم (Oculus Quest 2) و چند کار را بهطور باورنکردنی به خوبی انجام میدهد، به ویژه اینکه شما را در یک محیط قرار میدهد. من تاجرانی را می شناسم که اکنون بیشتر روز کاری خود را زیر کلاه ایمنی می گذرانند. من هنرمندانی را می شناسم که زیر کلاه می آفرینند، و گیمرهای زیادی را می شناسم که زیر کلاه ایمنی بازی می کنند (از جمله خودم، Beat Saber یا Superhot را ببینید). بنابراین به همین دلیل است که من از آن متنفرم، زیرا در واقع این چیزی نیست که اکثر مردم در حال حاضر وقتی به MetaVerse این هفته اشاره می کنند، اگر واقعاً به آن فکر می کنند، این معنی را می دهند. ، به بهترین وجه توسط متیو بال، سرمایهدار مخاطرهآمیز که «MetaVerse Primer» را در آوریل 2021 منتشر کرد، بیان شده است. واقعاً ارزش خواندن دارد، اما من یک تصویر مهم را میچسبانم: این نقشه توپ است و به نوعی قفل شده است. به نحوه توصیف بیشتر مردم از چیزها. توجه داشته باشید که "پلتفرم های مجازی" فقط یک جزء کوچک در اینجا است. در عوض، این در مورد قابلیت همکاری طیف وسیعی از سختافزار، نرمافزار، و محتوای خلاقانه است که در اینترنت قرار گرفتهاند که امیدواریم همه با هم به روشهایی کار کنند که دو مزیت اصلی را تشویق کند. اولی اتصال است – نه فقط «باب میتواند صحبت کند». به آلیس، اما همه بازیگران در این اکوسیستم جدید (که به آن وب 3.0 نیز گفته می شود، که من ترجیح می دهم)، نه تنها می توانند با یکدیگر صحبت کنند، بلکه می توانند اشیا، اطلاعات و خدمات را با یکدیگر تبادل کنند. دوم مالکیت است — این ایده که بازیگران در اکوسیستم مالکیت واقعی محتوای دیجیتالی بومی را دارند که علاقه مند به داشتن یا مصرف یا تعامل دیگر با آن هستند. اگر آشنا به نظر می رسد، به این دلیل است که اساساً این همان چیزی است که بسیاری از ما در مورد آن صحبت می کنیم. در طول جلسات گروه استانداردهای بی پایان و تا حد زیادی خسته کننده از سال 1990 تا 2001 یا بیشتر. همه ما فکر میکردیم که در حال سرمایهگذاری و ساختن یک دنیای دیجیتال تعاملی و تعاملی بزرگ هستیم. به یاد میآورم زمانی که آنقدر سادهلوح بودم که فکر میکردم میتوانم مجموعه سیدیهایم را روزی آنلاین با خودم ببرم. آنچه در عوض اتفاق افتاد این است که بسیاری از آن دیدگاههای برابریطلبانه، اگر نگوییم اکثر آنها، تقریباً اتوپیایی از آینده، به سرعت توسط سرمایهداری مورد استفاده قرار گرفتند. برای مثال، به این فکر کنید که با لینوکس چه اتفاقی افتاد؟ لینوس ایدههای بزرگی داشت، ردهت متوجه شد که پذیرش نیاز به یک کیف دارد، بنابراین دستهایشان را بالا بردند، و آیبیام همه چیز را به دست گرفت. در مورد وعده ایجاد جوامع چطور؟ خوب، برای من که با W.E.L.L شروع شد. و Usenet، و در دهه 90، بیشتر گروه های AOL بودند، و در وب 2.0؟ فیسبوک است. در موسیقی، ما از «همه چیز را به اشتراک بگذارید» با Napster به «در واقع فقط مجوز آهنگها» را با اپل به «موسیقیدانان اکنون مستقیماً برای ما کار میکنند» با Spotify رسیدیم.
من در واقع نمیگویم همه اینها بد است. من میگویم که این الگویی است که قبلاً دیدهایم، و دلیل اینکه ما اینترنت کنونی بسیار ناکارآمد، بدون مالکیت، چالشبرانگیز اتصال و چند سیلویی داریم این است که تأثیر سرمایه بر یک سیستم بهترین نیتها را مختل میکند. و اکنون، به لطف اوج توسعه سختافزار، اثرات شبکه، قابلیت همکاری که توسط رمزنگاری (به ویژه مبتنی بر قراردادهای هوشمند) فراهم میشود، و شاید عمدتاً کاتالیزور ۱۸ ماهه یادگیری نحوه زندگی آنلاین، چه بخواهیم یا نه، وجود دارد. جنبش رو به رشد برای زندگی آنلاین… کمتر بخورید؟ باحال تر باشید؟ و من همه آن را دوست دارم. مشکل اینجاست که من این منظره را چگونه می بینم. بیت کوین قرار بود نوعی پول ضد سرمایه داری یا حداقل ضد دولت باشد. تقریباً همه، اما به ویژه افرادی مانند صرافی ها و جوامع تجاری، به شدت از آن سرمایه گذاری کردند. ایده های بزرگ Snow Crash (که یک طرح اولیه نبود، تفسیر بود، اما ایده های مثبتی وجود داشت) تقریباً بلافاصله (و با موفقیت) در Second Life بیان شد، اما سپس با موفقیت بیشتری توسط جامعه VR مورد استفاده قرار گرفت. عمدتاً توسط Valve/Steam و Facebook/Oculus) و عمدتاً توسط صنعت بازیهای ویدیویی (که یاد گرفتند چگونه در نهایت از فضاهای مجازی مشترک استفاده کنند). و در مورد بخش "مالکیت شی" چیزها، خوب، ما از NFT های هنری، مانند کریپتوپانک ها، به Axie Infinity رفتیم. Axie Infinity و اکنون در این بخش بسیار بسیار آزمایشی از داستان هستیم که در آن چیزها بوده اند و هستند. با حروف بزرگ نوشته شده اند، اما هنوز به طور کامل انتخاب نشده اند. این پنجرهای است که بالهای پروانه ممکن است اهمیت داشته باشند.
برای اینکه این هفته گذشته واقعاً این موضوع را برای مردم توضیح دهم، از مثال Axie Infinity استفاده کردهام، و این دقیقاً همانقدر موز است که به معنای واقعی کلمه مردم مرا به ساختن این موضوع متهم کردند. شما قرار است چیزهای زیادی در مورد Axie بشنوید، زیرا به عنوان آینده متاورس اعلام شده است. در اینجا من Axie را می بینم، که مطمئن هستم، پست های نفرت زیادی دریافت خواهم کرد که به من می گویند اشتباه می کنم. پیامک های توییتر من باز هستند، اگر حقایق را اشتباه فهمیدم، آنها را در اینجا یادداشت می کنم: Axie Infinity یک بازی است که توسط شرکتی به نام Sky Mavis ساخته شده است. ظاهراً همه افراد جوان، این شرکت در سال 2019 شروع به کار کرد، خصوصی است و دفتر مرکزی آن در ویتنام است. آنها در دور B خود هستند، که به تازگی به قیمت 152 میلیون دلار بسته شده است، و ارزش تلویحی خصوصی آنها در حدود 3 میلیارد دلار است. Axie تنها بازی فعلی آنهاست. خود بازی (با تمام احترام) متوسط است. من بازیهای زیادی انجام دادهام و به این نکته توجه کردهام که همیشه با بچههایم هم بازی کنم، بنابراین مطمئن هستم که میگویم تعداد کمی از افراد Axie را صرفاً به خاطر سیستم مبارزه با کارتهای مشتق شده از پوکمون بازی میکنند. اما در اصل، بازی در مورد این است که سه تا از هیولاهای شما (به نام Axies) را برای شکست دادن سه هیولای دیگران، با استفاده از دسته ای از کارت ها و توانایی ها انجام دهید.
خیلی خوب است. این Slay the Spire یا Hearthstone نیست. دلیل جالب بودن Axie این است که به جای اینکه فقط سرورها را برای میزبانی از دنیای مجازی خود نگه دارد (مثلاً، بلیزارد با مشتری Battle.net، فروشگاه های آنلاین و بازی های فردی مانند World of Warcraft انجام می دهد. آنها تصمیم گرفتند کل اکوسیستم را بر روی یک بلاک چین خصوصی به نام Ronin توسعه دهند که از شبکه اتریوم الگوبرداری شده است. از نظر عملی به این معنی است که نحوه ورود شما به بازی کاملاً منحصربهفرد است. از نظر تاریخی، در اکثر بازیها، شما فقط آنها را میخرید و بازی میکنید. این هنوز هم اتفاق می افتد، اما «بازی رایگان» یا «بازی به عنوان سرویس» به مدل غالب تبدیل شده است. به عنوان مثال، Fortnite برای ایجاد یک حساب کاربری و دانلود و بازی رایگان است، اما پوسته ها، سلاح ها، حتی برخی از محتواها در پشت دیوارهای پرداخت قفل می شوند. فشار اجتماعی و صرف تفریح، بازیکنان را به خریدهای کوچک زیاد سوق می دهد، و صنعت بازی متوجه شده است که می توانند اطمینان حاصل کنند که افرادی که واقعاً می خواهند 10 هزار دلار در فورتنایت خرج کنند، چیزی برای خرید دارند. این کمی شبیه نحوه عملکرد جشنوارههای موسیقی در حال حاضر است، جایی که افراد ثروتمند یک تجربه را با قیمتهای احمقانه کسب میکنند تا به افراد تجربه با پول کمتر (یا عقل بیشتر) ارزانتر شوند. به طور کلی، شخصاً یک طرفدار هستم. من با پسرم فورتنایت بازی کردم. من مقدار شرم آور League of Legends را بازی کرده ام. انصافاً می تواند بین ظرفیت و تمایل به پرداخت تعادل ایجاد کند که در غیر این صورت بسیاری از گیمرها را از میدان خارج می کند. Axie متفاوت است. Axie به شما امکان میدهد حساب کاربری را بسازید و بازی را به صورت رایگان دانلود کنید، اما بدون Axies – هیولاها – نمیتوانید بازی کنید. بنابراین باید Axies را بخرید که در واقع NFT های قدیمی معمولی مانند JPG سنگ یا Bored Ape هستند. آنها فقط NFT در بلاک چین Ronin Sky Mavin هستند. برای خرید آن Axies از WETH خود (ETH، سکه اتریوم که در جای دیگری می خریدید، و سپس با استفاده از مکانیزم پل زدن رایج در Crypto به بلاک چین رونین منتقل می کردید) استفاده می کنید. آسان است درست است؟ این یک بازی است؟) در بازاری که توسط Sky Mavin اداره می شود، به عنوان مرجع، من هفته گذشته بدترین Axie خود را به قیمت 0.03 WETH ریختم، که از نظر تئوری، می توانم آن را به بلاک چین اتریوم بازگردانم و سپس از آنجا برگردم. از طریق صرافی رمزارز به دلارهای قدیمی معمولی برگردید. برای دقیق تر، حدود 150 دلار. بنابراین به معنای واقعی، Axie دارای ارزش دلاری است، زیرا در Ronin WETH معامله می شود، که از نظر ساختاری به ETH متصل است، که به صورت نقدی در برابر دلار معامله می شود. 500 دلار). شما کیف پول (رونین، خصوصی) خود را به بازی وصل می کنید و اکنون سه محور شما ظاهر می شوند و شما بازی را انجام می دهید. چرا این بازی را انجام میدهید؟ شاید به این دلیل که سرگرم کننده است، اما به احتمال زیاد، به این دلیل که بازی کردن به شما پاداش هایی در قالب یک ارز رمزنگاری شده (در بلاک چین خصوصی رونین)، به نام «معجون های عشق صاف» می دهد. (آه). همانطور که شناخته شده است، شما به SLP نیاز دارید تا دو تا از Axies خود را بردارید و آنها را پرورش دهید، این کار را انجام می دهید تا آنها را در بازار به افرادی که می خواهند به این سیرک کوچک بپیوندند بفروشید. همچنین برای پرورش Axies خود به نوع دیگری از توکن نیاز دارید، به نام AXS، که یک نشانه حاکمیتی برای «بازی» است —اگرچه واقعاً فقط برای تکههای بازی Sky Mavis میخواهد مردم به آنها ضربه بزنند. بنابراین، برای مثال، داشتن تعداد زیادی AXS به شما اجازه میدهد تا در مورد اینکه آیا AXSهای بیشتری از «خزانهداری جامعه» بین بازیکنان توزیع میشود یا خیر. اما برای روشن بودن، شما «مالک شرکت» یا هیچ چیز دیگری نیستید— شما دارای یک نشانه هستید که Sky Mavis اساساً می تواند تصمیم بگیرد که با آن چه کاری انجام دهد. زیرا پل زدن و قرار دادن اشیاء دیجیتال در سرزمین رمزنگاری نسبتاً آسان است، البته هر دو. SLP و AXS مستقیماً در برابر دلار در مبادلات مختلف از طریق پلهای مختلف معامله میکنند. مردم ETH را در جایی میخرند و از زنجیره عبور میکنند تا آن را به بلاک چین Sky Mavin برسانند، در این مرحله هزینههای مختلفی برای جابجایی داراییها، خرید محورها و غیره دریافت میشود. البته، Sky Mavin فقط این توکنها را به ازای ارز به شما میفروشد (البته، فقط از نظر فنی در ایالات متحده نیست، اما مطمئنم هیچکس هرگز سعی نمیکند یک geolock را دور بزند!). و البته، اکنون یک اکوسیستم کامل وجود دارد که در اطراف تجارت این دو توکن، تجارت و پرورش محورها، مدیریت نادری و غیره شکوفا شده است. مشکل اینجاست که یک نفر باید بازی را انجام دهد تا موتور کار کند، بنابراین مثل همه چیزهای خوب. سرمایهداران، افرادی که در این اکوسیستم پول بیشتری نسبت به زمان دارند، به سادگی به افراد فقیر پول میدهند تا برای آنها بازی کنند. کاملاً خارج از محیط رسمی بازی، فقط در وبسایتها، «مدیران» (سرمایهداران با مجموعههای بزرگ) سه محور را به کیف پولهای شبیهسازی تبدیل میکنند. و اجازه دهید مردم آنها را بازی کنند. و سپس مدیر (امیدوارم! این سیستم افتخار است!) SLP کسب شده را با بازیکن تقسیم می کند. اکوسیستم (که توسط یک شرکت اداره می شود) همه ابزارها را برای این امکان در اختیار دارد و اقتصاد محیط زیست بسیار مهم است. در تمام یادداشتهای پچ وجود دارد. بنابراین، بازیکنان «دانشمند» (بخوانید، «فقیر») در اینجا با انجام بازی برای بازیکنان «مدیر» (بخوانید، «ثروتمند») کار می کنند، به طوری که (بسته به اینکه چگونه می خواهید آن را تصور کنید):[19659001]محقق ناقص به اندازه کافی SLP پس انداز می کند تا خودش مدیر شود! ای سرمایه داری!
در هر صورت، تا زمانی که مجموعه محورها گسترش یابد و مجموعه بازیکنان برای خرید آنها ظاهر شوند – برای مقاصد سرمایه گذاری، برای یک شوخی، در واقع. بازی را انجام دهید تا فقط پول نان به دست آورید، یا هر چیز دیگری – تا زمانی که استخر رشد می کند، مدیران بالای هرم (و البته شرکت) می توانند مهمانی را ادامه دهند. و البته، آنها همه ابزارهای مورد نیاز خود را دارند، زیرا آنها کل اقتصاد اکوسیستم خود را کنترل می کنند. بلاک چین به صورت عمومی قابل مشاهده است … اما فقط افراد طرف بازی می توانند در واقع هر کاری را روی آن انجام دهند. میتوانید نگاه کنید، اما نمیتوانید لمس کنید. نکته درباره Axie دلیل اینکه (شاید) ارزش درک همه اینها را دارد این است که این بهترین ایده فعلی است که همیشه میشنوم. و چیزهای جالبی اینجا در جریان است. کاری که آنها واقعاً انجام دادهاند این است که خود را به عنوان بانک مرکزی یک اقتصاد غیردولتی منصوب کردند و (در حال حاضر) دو ارز دیجیتال بانک مرکزی منتشر کردند. درست مانند CBDC چین، آنها کیف پول و تمام اهرم ها را کنترل می کنند. (نوار کناری: مردم در حال حاضر عدم تعادل عرضه و تقاضا را به همان شیوه، اما با دادههای بسیار بهتر و نامهای بسیار جالبتر تحلیل میکنند). آنها انتخاب میکنند که چه کسی مجاز به تغییر وضعیت در اقتصاد است —هر معامله، هر پل، هر حراجی باید از طریق اعتبارسنجیهای آنها انجام شود. در حال حاضر، آنها بخشی از اقتصاد را به اتریوم متصل کردهاند، اما فردا میتوانند آن را تغییر دهند. آنها می توانند کاری را که در اقتصاد ارزش دارد (بازی کردن این بازی) با هر چیز دیگری که فکر می کنند می توانند به مردم انگیزه بدهند تغییر دهند (این بازی دیگر را انجام دهید! این ویدیو را تماشا کنید!). بسیار عالی و تا حدودی ترسناک است. من همه چیز در مورد اکوسیستم های بازی عجیب و غریب و آنچه که تعامل آنها در مورد دنیای واقعی به ما می گوید. منظورم این است که ما درک خود را از اپیدمیولوژی از یک باگ WoW ارتقا دادیم. من یک بار ماهها را در حفرهای گذراندم که ایو آنلاین در مورد حفظ سرمایه و بیمه به ما آموزش میداد. مفهوم تبدیل یک شرکت بازی از یک مونولیت سرور بسته به نوعی کنسرسیوم که در آن شرکتکنندگان مختلف بخشهای مختلف اکوسیستم را مدیریت میکنند و از یک بلاک چین خصوصی برای حفظ و پخش وضعیت بازی استفاده میکنند؟ درخشان. اما، دلایلی وجود دارد که نمیتوانید در حال حاضر AXS را با دلار آمریکا بخرید. و دلایل موجه است. در حال حاضر، بیشتر بچههای آسیایی جوان هستند که در این اقتصاد «دانشمند» – کارگر هستند. حالا این یک بازی است، هیچ کس در معدن زغال سنگ اینجا نیست. اما "بازی برای کسب درآمد!" تبلیغات در مورد این و مدل های مشابه به نظر من مشکل ساز است. مرز بین فرصت و استثمار را کجا میکشید؟ یا شاید مهمتر از آن، چه کسی خط را می کشد؟ اگر بچهای در فیلیپین از «درآمد» دو هفتهای محروم شود، باید به چه کسی شکایت کند؟ از کی شکایت میکنه؟ یا وقتی فردی در آتلانتا که مجموعه میلیون دلاری Axie دارد توسط یک هکر خارج می شود یا کلید کیف پول خود را گم می کند، راه حل او چیست؟ این واقعیت که یک "بازی" در مرکز اکوسیستم وجود دارد یک حواس پرتی است. این یک اقتصاد کامل بلاک چین است که کودکان و سرمایه داران را هدف قرار می دهد. من یک سیاستمدار یا تنظیم کننده نیستم. من این را در درجه اول برای برجسته کردن آن به عنوان یک ریسک سرمایه گذاری ذکر می کنم. چارچوب قانونی و نظارتی دنیای فیزیکی واقعی، جایی که هنوز چیزبرگر با ارز فیات میخرید، برای MetaVerse – نسخه بزرگ Web 3.0 – عمیقاً و عمیقاً آماده نیست. بسیاری از ما هنوز در تلاشیم تا بر این ایده غلبه کنیم که واقعاً دیگر «مالک» کتابها، موسیقی و رسانههایمان نیستیم. ما هنوز در تلاشیم تا بفهمیم چگونه به کشاورزان اجازه دهیم تراکتورهایی را که واقعاً دارند تعمیر کنند. من آنقدر خوشبین نیستم که فکر کنم به زودی لیستی از ساکنان کنگره خواهیم داشت که این مشکلات را حل کنند. به این ترتیب، بهعنوان سرمایهگذار، این وظیفه ماست که از مسائل بزرگی که در این فناوریهای جدید هیجانانگیز در جریان است، آگاه باشیم. نه تنها وقتی اوضاع بد پیش میرود، میتوانند یک موضوع روابط عمومی باشند، بلکه میتوانند جابهجاییهای واقعاً عجیبی نیز داشته باشند. در حالی که من شخصاً اظهار نظر نمیکنم، بیش از چند نفر میپرسند که آیا Axie در حال حاضر با تعریف یک طرح پونزی مطابقت دارد یا خیر. این تصادفی نیست — یک بازی واقعی وجود دارد و Axies خوب با بازیکنان خوب بیشتر از راندوهایی مانند من درآمد دارند. بنابراین از نظر فنی قمار نیست. اما قمار هم نیست، و در حالی که برای استثماری بودن تنظیم نشده است، استثماری هم نیست. پس متاورس همین است. هیجان انگیز؟ مطمئن. اما تمرکز بیوقفه بر سرمایهداری بهعنوان نیروی محرکه پرانرژی برای آنچه که احتمالاً تکامل فرهنگی مالکیت و پیوند است، باید به اندازه کافی مکث کند تا نگاهی دوباره به خطرات بیندازیم. منظورم این است که هیچکس فکر نمیکرد کشورها شروع به ممنوع کردن جعبههای غارت در بازیهای کودکان کنند، اما اینجا هستیم.سرمایهگذاری؟ نگاه کنید، اگر قبلاً همه اینها را میدانستید، از من جلوتر هستید، و شما از من جلوتر هستید. در حال حاضر در حال معامله با آلت کوین هستیم، و هی، این عالی است. خوش بگذره. مراقب باش. اما "MetaVerse" قرار است گفتگوهای سرمایه گذاری زیادی را به همراه داشته باشد. همانطور که مایکل بتنیک در Compound with Friends می گوید: «آنها 3 میلیارد کاربر دارند، ارزش بازار 800 میلیارد دلاری دارند، و همه در Metaverse هستند؟ ما میتوانیم با همه S*&T که میخواهیم صحبت کنیم، این یک مشکل بزرگ است.» 30 میلیارد دلار سرمایه. این در گفتگو خواهد بود. و البته، یک ETF برای آن وجود دارد. در ماه ژوئن، RoundHill ETF RoundHill Ball Metaverse را با برنده شدن باورنکردنی یک META راه اندازی کرد. "توپ" در نام نشان می دهد که متیو بال (کسی که گفتم همه باید بروند بخوانند) فردی است که پشت فهرست واقعی آهنگ های ETF قرار دارد. و هی، من علیه او (یا ویل هرشی، مدیر عامل RoundHill، که فوقالعاده تیزبین است) شرطبندی نمیکنم، اما در حالی که من عموماً طرفدار «تمهایی» هستم که در این مورد، بین بازی و رسانههای اجتماعی و محاسبات و امور مالی تلاقی میکنند. ، من فکر می کنم مهم است که مراقب اثرات مرتبه دوم باشیم. زیرا رگولاتورها در این زمینه عقب خواهند ماند. بدجوری و سیستمهای اقتصادی غیرقانونی روشی خندهدار برای تنظیم سریع (یا فقط تخریب) دارند. شرکت های موجود در این شاخص مطمئناً برای تحولات اینجا مهم خواهند بود. اما این لزوماً به این معنی نیست که "همه آنها در حال صعود هستند." ما در هفته اول قطارهای هیپ هستیم. زمان توجه است. برای اخبار، اطلاعات و استراتژی بیشتر، به ETF Trends مراجعه کنید.